
|
تاريخ خبر: بررسي علل تغيير كاربري غيراصولي اراضي كشاورزي(1) تغيير زمين كشاورزي، نابودي توليد غذا
![]() |
|
چه كسي نميداند كه تغيير كاربري بهترين زمينهاي كشاورزي، يا همان زمينهاي فعال، سبب وارد آمدن خسارت به بخش كشاورزي ميشود. بحران اقتصاد جهاني و گراني مواد غذايي پايه و جمعيت روبه فزوني ايجاب ميكند كه وضعيت اراضي قابل كشت كه اندكاند، براي توليد هرچه بيشتر فرآورده كشاورزي حفظ شود و توليد كشاورزي و باغي افزايش يابد و از تغيير كاربري زمين خودداري شود. با توسعه صنعتي و گسترش شهرنشيني كه دامنهاش را ميگسترد تا به قلمرو روستا پا نهد و بيش از پيش آن را ببلعد، يگانه هواي تازه و فضاي تنفسياي كه براي روستا و شهر ميماند، همين زمينهاي باغي هستند كه به آنها (ريه شهري) هم ميگويند. گزارشها حاكي از آن است كه در سال 87 حدود 4 هزار هكتار زمين اراضي به صورت غيرمجاز تغيير كاربري داده كه تاكنون 1100 هكتار از آن به حالت نخست برگشته است. آمارها گوياي آن است كه بيشترين تغييرات كاربري در مناطق خوش آب و هواي كشور انجام ميگيرد. براي نمونه در مينودشت در استان گلستان از آغاز 87، 18 مورد تغيير كاربري غيرمجاز در سطح 22 هزار و 446 مترمربع انجام گرفته كه پروندههاي آنها به دادگستري فرستاده شده است. مازندران از استانهايي است كه برآورنده درصد زيادي از برنج، گندم، كيوي و زيتون مورد نياز كشور است و سالانه 90 درصد كيوي، 40 درصد گل و گياه، 60 درصد زيتون و 24 درصد برنج مردم را تامين ميكند، ولي اكنون كمكم دارد تاثير تغييرات كاربري زمين بر روند توليد اين استان محسوس ميشود. در 5 سال اخير 246 هكتار از اراضي كشاورزي استان مازندران، دستخوش تغيير كاربري شده و زمينهاي كشت، تخريب شده است. حتي دامنه تغييرات به زمينهاي واگذاري نيز كشيده شده و بنابه گفته عليرضا اورنگي، رئيس سازمان امور اراضي، سالي حدود 20 هزار پرونده مربوط به اراضي واگذاري شده، رسيدگي ميشود و در 8 ماه سال 87 پرونده 182 هزار هكتار اراضي در قالب 13 هزار و 500 پرونده، بررسي و به فسخ 500 تا 600 قرارداد منتهي شد. وي ميافزايد: هر سال بيش از 700 هكتار از اراضي موجود در حواشي 6 كلانشهر كشور به مناطق شهري و صنعتي تبديل ميشوند و در شمال بيشترين ميزان تغيير كاربري به استان مازندران اختصاص دارد. تبديل آب به فاضلاب دكتر كردواني كارشناس امور كشاورزي در برابر اين پرسش كه چرا كشاورز تغيير كاربري زمين ميدهد يا زميناش را واميگذارد كه دچار تغيير شود، جبهه ميگيرد و ميگويد: <كشاورز عاشق كشاورزي است و دوست دارد هميشه كشت كند و زماني دست از كشاورزي ميكشد كه به بنبست كامل برسد، آن وقت اگر خود راضي نباشد، بچهها وادارش ميكنند، چون سرمايهكار ميخواهند يا هزينه دانشگاه دارند. اگر كشاورز از زمين دل ميكند براي آن است كه آباش را ميگيرند و ميدهند به شهرها، هماكنون آب شهرها از 200 كيلومتري و از آب كشاورزي تامين ميشود. آبي كه بايد مواد غذايي توليد كند، شهري با آن اتومبيلاش را ميشويد، چمن آب ميدهد و تبديل به فاضلاباش ميكند، پس ديگر چه جاي گله كه روستاها خالي از سكنه شده و روستايي در شهر مساله ايجاد كرده، شما آباش را كه گندم و جو و نان توليد ميكرده گرفتهايد و در شهر، رودخانه فاضلاب درست كردهايد.> دكتر كردواني ميافزايد: <تهران رود ندارد ولي سه رودخانه پر از فاضلاب دارد كه بزرگ و بزرگتر ميشوند. 40 سال پيش ميگفتند نهر فيروزآباد يا همان سرخ سر كه فاضلاب شرق تهران را جمع ميكند و به سوي كوه بيبي شهربانو و ورامين ميرود يا فاضلابي كه از قسمت مركزي و شميران جمع ميشود و به نجمآباد ميرود. يكي هم رودخانه كن است كه حال همه اينها شط شدهاند، يك رودخانه بزرگ كه ميشود در آن كشتيراني كرد و بدتر آن كه نتوانستيم اين فاضلاب را تصفيه كنيم كه دوباره از آن استفاده كنيم. با مصرف اين آبها و تبديل كردن آن به فاضلاب، كشاورزي ري را از بين بردهايم. و مهمترين انتقامي كه روستاي ري (اكنون شهر) دارد از كلان شهر تهران ميگيرد اين است كه اكنون صدها هزار هكتار از زمينهاي جاليز جنوب تهران با همين فاضلاب آبياري ميشود و سبزي آلوده به ميكرباش برميگردد به تهران و تهرانيها ميخورند. اين فاضلابي كه كلان شهرها از آب خوب كشاورزي توليد ميكنند هم جاليزها را ميآلايد و هم به ته زمين ميرود و آبخوانها را آلوده ميكند و حتي آب آشاميدني شهرها كه تصفيه شده هم هست، نيترات دارد و سبب سرطاني شدن دستگاه گوارش ميشود كه در ساري اكنون بسياري مبتلايند. بنابراين وقتي كشاورز ميبيند زميناش آب ندارد و درآمدزا نيست، زميناش را به بهاي ارزان ميدهد. محمد درويش كارشناس كشاورزي و امور جنگل، تغييرات كاربري زمين در كشور را سه گونه ميداند. تخريب اراضي جنگلي به مرتع، تغيير از مرتع به ديم و تغيير كشاورزي به مسكوني. وي در گفتگو با روزنامه اطلاعات ميافزايد: از تبعات تغيير كاربري، افزايش نرخ دفعات فرسايش خاك است و وقوع سيل. و دلايلاش هم برميگردد به فقر اقتصادي و فرهنگي كشاورز و فقر مديريتي. در كشور ما هميشه ملاحظات كوتاهمدت بر برنامه استراتژيك پيشي دارد و مشكلآفرين ميشود. از سويي ناكارآمدي قانوني هم وجود دارد و اين ناكارآمدي در جايي كه مثلا نميتواند جلوي تبديل عرصههاي جلگهاي به ويلا را در شمال بگيرد، خود را نشان ميدهد. كشاورز، توليدكننده غذا پرويز كردواني در ادامه گفتگو با روزنامه اطلاعات، وجود كشاورز را مايه زندگي ميداند و ميگويد: <وجود كشاورز، زندگي و حيات كشور است، چون اولا غذا توليد ميكند. دوم اين كه كشاورز متكي به خودش است و وابستگياي به شهر ندارد. كشاورز هم تامينكننده غذاي خودش است هم شهر. مواد غذايي دام يعني علوفه را هم تامين ميكند. حتي مواد موردنياز صنعت مانند پنبه و چغندرقند و نيشكر را فراهم ميآورد. اما ما تاكنون نيامدهايم تكنولوژي را براي افزايش كيفي محصول به خدمت كشاورزي دربياوريم. كه هم بتوانيم كشاورزي را شكوفا نگه داريم و هم در تامين مواد غذايي خود در تنگنا قرار نگيريم و هم بتوانيم صادر كنيم. اگر به كشاورز نرسيم، توليدكننده، تبديل به مصرفكننده ميشود. بنابراين اولويت را به جاي شهر به روستا بدهيم كه كشاورز روي زميناش بماند.> درويش نيز از بيعنايتي به كشاورز و غفلت از جهتدهي سرمايه به سوي كشاورزي ميگويد و ميافزايد: <ما در جهان در رديف صد و پنجاهمين كشور به لحاظ سرمايهگذاري در امر كشاورزي هستيم و حتي نتوانستيم آبياري كشاورزي را منطبق با تكنولوژي روز كنيم و آبياري تحت فشار، كوزهاي و لولهاي را گسترش دهيم. هنوز اهداف مندرج در مرحله سوم توسعه 5 ساله كشور محقق نشده. قرار بود سالي 400 هزار هكتار آبياري قطرهاي و تحت فشار انجام شود اما هنوز اين امر محقق نشده است. توسعه كشت در واحد سطح <در حالي كه زمينهاي قابل كشت كشور 2/18 ميليون هكتار است ولي امكان كشت تا 32 ميليون هكتار وجود دارد.> اين مطلب را عليرضا اورنگي رئيس سازمان امور اراضي كشور ميگويد و ادامه ميدهد: براي افزايش توليد غذا در سال 86 حدود 80 هزار هكتار اراضي زراعي و منابع طبيعي در اختيار سرمايهگذاران بخش خصوصي قرار داده شد كه 6/41 هزار هكتار آن اختصاص به فعاليت كشاورزي دارد و همچنين 110 هزار هكتار عرصه در قالب 216 طرح براي اجراي كارهاي كشاورزي در مجتمعهاي توليدي در دست مطالعه است كه قرار است به امور دامداري و گلخانه و آبزيپروري اختصاص يابد. اما دكتر پرويز كردواني در ادامه گفتگو با گزارشگر اطلاعات، توسعه واگذاري اراضي و زراعي را براي توليد غذاي بيشتر اشتباه ميخواند و معتقد است: <اكنون ما توليدمان بسيار پايين است و از استاندارد جهاني برداشت 14 تن گندم در هكتار بسيار عقبيم و براي جبران اين واپسماندگي ميآييم به گسترش اراضي قابل كشت دست ميزنيم و مرتع و جنگل را نابود ميكنيم و از اين طريق آب بيشتري مصرف ميشود و همان زمينها نيز تغيير كاربري داده ميشود. حال آن كه در كشورهاي پيشرفته، توسعه كشت را در واحد سطح بالا ميبرند و در محدوده كشت خود، 2 تن را به 12 تن ميرسانند ولي در كشور ما براي توسعه توليد، سطح زمين زير كشت را توسعه ميدهند. ما بايد بكوشيم با شخم خوب، مكانيزه كردن، بكارگيري اقلام مرغوب زراعي و اصلاح بذر و كود مرغوب و روشهاي نوين به توليد استاندارد برسيم. چرا بايد توليد گندم ديم ما 500 يا 600 كيلو در هكتار باشد. زراعت ديم در زميني با بارندگي كمتر از 250 ميليمتر نبايد انجام گيرد و شيب زمين نبايد از 12 تا 15 متر بيشتر باشد ولي اكنون در زمين با شيب 60 درصد (مناسب باغ ميوه) و زميني كه بالاي آبخيزداري قرار گرفته، كشت ديم صورت ميگيرد و با بارش نخستين باران، همه را ميشويد و مواد حياتي خاك را از بين ميبرد و سال ديگر امكان كشت براي كشاورز نيست. مثلا در گناباد، 150 ميليمتر بارندگي سالانه دارد و گندم ديم ميكارند و محصول تنها يك وجب رشد ميكند و يك تخم، 4 تخم گندم ميدهد در حالي كه بايد 40 تخم بدهد. جنس خاك ديم بايد خوب باشد و زمين عمق داشته باشد. حتي اگر در منطقهاي خاك نامرغوب باشد و ناژرف، بارندگي زياد هم چاره كار نخواهد بود. بنابراين به جاي به زير كشت بردن اراضي جديد آن هم بدون كارشناسي، در همين زمينهاي موجود، توليد كشاورز را بالا ببريم كه دلگرم كار شود. درآمدزا كردن جنگلها دكتر كردواني به عنوان مدرس دانشگاه و كارشناس كشاورزي سفارش ميدهد كه با استفاده درست از جنگلهاي طبيعي براي كشاورزان و كشور درآمدزايي شود. وي ميگويد: <اكنون جنگلي كه ميتواند براي باغدار، درآمدزا باشد بياستفاده مانده و هيچ توليدي در آن انجام نميشود. وقتي هم دامداري ميخواهد درآمدش را بالا ببرد، جلويش را ميگيريم. بايد جنگلهاي بالاي ارتفاع 600 و 700 متر از سطح دريا تراشيده شوند چون چوب نيستند و تنها هيزماند و فقط به درد سوزاندن ميخورند. در تركيه قسمتهاي هيزمي و بيثمر جنگلها را تراشيدهاند و فندق كاشتهاند و براي روستايي اشتغالزايي كردهاند و اكنون درآمد ارزي تركيه از همين فندق بنها به 2 ميليارد دلار رسيده است. اين باغهاي فندق در بالادست هم پوشش گياهي جنگلها را حفظ كرده، هم اكسيژنسازي ميكند، هم از فرسايش خاك جلوگيري ميكند و هم كشاورز را وابسته به زمين و باغ كرده و در روستا و جنگل نگه داشته است. ولي در ماسوله، جلوي دامدارها را گرفتهاند كه چرا در قلهها درختها را با اره برقي قطع كردهاند. اصلا بايد ماسولهاي تشويق شود كه اين درختها را قطع كند، چون خود طبيعت به جاي درختهاي تناور در آن بالادستها علفزار رويانده براي خوراك چهارپايان. در آن جاها اساسا جنگل به وجود نميآيد، تنها علف و واش يك متري و 5/1 متري قد ميكشد و بايد تنها دامداري كرد.اما محمد درويش با تراشيدن جنگلها در ارتفاعات مخالف است و ميگويد: <ما به جاي آنكه چيدمان و آرايش طبيعي جنگل را بههم بريزيم، با شناخت ويژگيهاي اكولوژيك ميتوانيم چيدمان خودمان را داشته باشيم، زيرا اكنون 90ميليون هكتار مرتع داريم و نياز به ايجاد مرتع جديد نداريم، بنابراين نه مجازيم و نه اين كار خردمندانه است كه براي افزايش سرانه گوشت قرمز، جنگلهاي بالادست را مرتع كنيم.> آموزش متدهاي نوين كردواني در ادامه صحبتهايش لزوم آموزش روشهاي نو را به كشاورز و دامدار گوشزد ميكند و ميافزايد: <اگر كشاورز و دامدار را با شيوههاي جديد آشنا نكنيم، توليد براي كشاورز صرف نميكند و زمين را واميگذارد و ميكوچد. در شمال دامداري به صورت غيرحرفهاي و غيرصنعتي انجام ميگيرد. با اين رويه نه شير كافي خواهيم داشت و نه استفاده درست از مراتع انجام ميگيرد و نه دامدار از درآمدش راضي خواهد بود. در جهان از هر گاو 134 كيلو در شبانهروز شير ميدوشند و گاو شيرده با 40كيلو شير از رده خارج ميشود. ولي در شمال هزاران گاو ميچرند و شير اندكي ميدهند. اين توليد كم نه امروز اقتصاديست و نه در قديم پسنديده بود. پس ما مواد غذايي كمي توليد ميكنيم و روشي به نام استفاده حداقل از آب براي حداكثر محصول نداريم. آب؛ اين كيميا پرويز كردواني با اشاره به اينكه آب را نميشود توليد كرد ميافزايد: <اگر ما در حفظ آب نكوشيم، ناگزير از تغيير كاربري زمين خواهيم بود. چون كشاورزي به آب نياز دارد و زمين بيآب به درد كشاورز نميخورد. سدسازي هم بايد تنها در جايي انجام بگيرد كه آب هرز ميرود و بعد در پاييندست آنها زمين را به زير كشت ببرند. ما بايد به كشاورز بپذيرانيم كه برداشتاش را از آب با روشهاي جديد به حداقل برساند و به افزايش توليد خود در واحد سطح بپردازد. مثلا راندمان توليد در آبياري غرقابي 30درصد است و اگر قطرهاي كنيم، ميشود 70درصد، يعني 2برابر. پس با همين آب كم ميشود توليد را بدون افزايش استفاده از آب، دو برابر و حتي سه برابر كرد.محمد درويش در همسخني با دكتر كردواني، بيآب ماندن زمين كشاورزي را پيامد استفاده نادرست از آب ميداند و تاكيد ميكند: <ما هر متر مكعب آبي كه مصرف ميكنيم، ما به ازايش 700گرم تا يك كيلوگرم برداشت گندم داريم، ولي در جهان با همين آب 3كيلو برداشت ميكنند.> وي ميافزايد: مسئولان ميگويند 90درصد آب كشور را چه از سدها و چه از آبخوانها و منابع ديگر به كشاورزي ميدهند، ولي راندمان كار 35درصد است كه برخي معتقدند 30درصد و 65 تا 70درصد آب هدر ميرود، چون سيستم آبياري ما غلط است. بنابراين بهتر نيست به جاي اين همه هزينه سدسازي، سرمايهها برود به سمت ايجاد تكنولوژي مدرن براي استفاده استاندارد از آب موجود؟ سدسازي ناكارآمد محمد درويش زدن سد را هدر رفتن سرمايهاي ميداند كه ميتواند صرف توانمندي كشاورز شود و ميافزايد: <هنوز ما سدي را تمام نكردهايم و 94سد نيمكاره داريم و ميرويم سراغ سد ديگر. در حالي كه هنوز شبكه آبياري پشت بسياري از سدها تكميل نشده و آب اندكي دست كشاورز را ميگيرد و كشاورز در خشكسالي زميناش بيآب ميماند، مسئولان اعلام ميكنند كه 50سال زمان نياز است تا شبكه آبياري پشت سدها كامل شود و براي اين كار 80هزار ميليارد ريال بودجه ميگيرند. از سويي سالانه 250ميليون مترمكعب رسوب وارد مخازن سدها ميشود و از حجمشان ميكاهد. پس بهتر است دست از سدسازي برداريم و شبكه آبياري مدرن را گسترش دهيم.> ع درويشي codex24x page05 |
PDF صفحات روزنامه
Ettelaat International



آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي
تلفن : 29999
22258022 : فاكس
Ettelaat Newspaper
Tehran Mirdamad Boulvard
Tel : 009821 29999
Fax : 009821 29999
email: ettelaat@ettelaat.com






































84 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور




PDF صفحات نيازمنديها
PDF صفحات ضميمه


